نت خاموش
زیبا ترین نت خاموش پشت پنجره

نت خاموش
زیبا ترین نت خاموش پشت پنجره
درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــدن،
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید،
شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی...!
و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همه فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام...
تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان....
دیوانـــــه، خود خــــواه،بی احساس.................
نمیــــفروشــــــــم..!!!!
نمک که به زخمت بپاشند
عادت می کنی زخمی بمانی
برای مجرم بودن حتماً لازم نیست
عریانی ات را با کسی قسمت کنی
همین که کف دستت را بو کنند
فانتزی های بند رخت همسایه را هم می فهمند
حتی رویاهای خیست که چکه می کند
مدرک تمام جرم هایت خواهد شد
می دانی؟!
زندگی همیشه برای آنها که کسی را نکشته اند
گناه سنگینی ست....
ترک میخورد و یه پنجره میشد
اگه غم چشامو آینه میدید
دلش درگیر این منظره میشد
همه شهرو برام بیدار میکرد
اگه با کوه درددل میکردم
صدامو لااقل تکرار میکرد
تو رو میخوام ولی به چه بهایی!؟
شاید با مهربونی زیادم
خودمو اشتباه توضیح دادم!
نتونست هیچکی نادیدهم بگیره!
همونکه با نگاهش به تو فهموند
میشه مغرور بود اما نرنجوند!
فراموش کردنم آسون نباشه
از این تقدیر میلرزه وجودم
من امتحانمو پس داده بودم
آخرين تكه قلبم را كه از آن حادثه سرخ مانده است به تو مي سپارم هر چند كه در چشمانت مسافري بيقرار مي بينم كه هر لحظه قصد سفر
دارد.
قاصدک کنار پنجره می آیم
نسیم تبسم تو جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک
نو درگیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت روبه رو شه
بی هوا بدون مقصد سوی طوفان تو میرم
منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم
دلم که میگیرد، آغوشش را بـــاز می کنـــــد
و بر گونه هایم بوسه میزند
اما نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
“ تنهاییـــــم را” . . .
::
::
نه اینکه زانو زده باشم …
نه !!!
فقط تنهایی سنگین است…
سهم من از تو فقط تنهاییست ... |
||
گاهی سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند دوستش داری و نمی خواهد دوستش داری و نمی آید دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت دوستش داری و سهم تو از این همه ، تنهایی است .... |