مثه امروز که پیچوندممم خخخخ
شمـــــا خیلی باکلاسی
مــا که تا یادمونه کلاسامونو میپیچوندیم:✖
باران مي باريد...
كودك نگاهي به سوراخ چكمه اش انداخت!
لبخندي زد
سرش را رو به آسمان كرد وگفت: " خدايا گريه نكن "
" امشب مي دوزمش...!
شـــــــاید روزی بفهمد به خاطرش از چه ها گذشتـــــــم
اما حال که نــــــمی داند
تنها به دیگــــــران می گوید :
او یک احمــــق بود ...
"آدم برفی" آب شد وقتی دید "کودک" گرسنه ای
به هویج دماغش زل زده بود
عشق دروغی بود که در تمام این
سال ها باورش داشتم....
و چه تاوان سنگینی داشت ...
همین اشتباه کوچک.....!!!
خنده هایمممممممم شکلاتی شده اند.... ولی زیادی خالص... تلخ تلخ
سفید شده!
تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی...
کاش بعد از همه دلقک بازیایم...
کسی میومد ماسک و از رو صورتم برمیداشت و میگفت...
حالا از دردات بگو... من گوش میکنم...!
خدایا مرا چه طعمی آفریدی...؟
که همه از من زود سیر می شوند...
ببخش که صدای گریه هایت را نمیشنویم...
گوشمان از قیمت دلار و ماشین و ویلا پر شده..
همه تکراری بودند...به جز یکی ..
.که چه غریبانه نگاهم میکرد...
چه مظلوم مینگریست مرا...دستانش را
ملتمسانه بسویم دراز کرد...
صدایش با حزن و اندوه دم ساز بود.
..چشمانش غزل عشق سر دادند...
ریتم نا منظم قلبش ...مرثیه خوان بی وفائیها بود...
چه غریب است این خاطره...این همان گمشده من است..
.
در لا به لای جنگل خاطراتم ...عشقی را
یافتم که سالها در انتظارش ...بیقرار بودم
چای می نوشیدم ...
یکباره دلتنگت شدم...
بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد
همه با تعجب نگاهم کردند
لبخند تلخی زدم و گفتم چه " داغ " بود
قسم
به جان چشمانت
اینبار انچنان رفتنی ام
که کاسه های اب راهم قسم دهی
ن انروز ها باز میگردند و ن من ...
خدایش به این نگاه میکنی چه حسی بهت دست میده.....؟؟؟؟
راستی خدا دلم هوای دیروز را کرده هوای روزهای کودکی را دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که
دلم را شکستند
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونمو دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
هیـــــچوقت کســی رو پــس نــزن کــه
دوستــ♥ ــت داره ... مراقــــــبته ...
و نگرانــــــــــــت میشــه ...!
چـــون یــک روز بیــدار میشـــی و میبینــی ...
مـــــــــاه رو از دســــت دادی ...
وقتــی که داشــتی ســـــــتاره ها رو میشـــمردی ......!
گاهی که دلتنگ می شدم
می گفتی: دلتنگی هایت را بنویس !
چندی ست اینجا می نویسم و دلشادم !
از اینکه احساس می کنم ” شــــاعــــــر” شده ام !
امشب که دلم شعر نمی خواهد چه کنم ؟
از دلتنگی ات “دیـــــــوانــــه” شده ام !!
پیشنهاد بهتری داری ؟!؟!
منــتــــظــــرم مـــی مــــانـــــــی ؟
حــَتـــے تــآ صـُبـــــح فـــَرבا .
.
دل به هـــر کـــس مسپار !!!
گــــرچه ، عاشــــق باشد
حکم دلداری ، فقط عشق که نیست ...
او بجــــز عشــق باید
لایق عمق نگاهت باشد...
... و کمی هم بیــــــمار
تا نگاه تو تسکین بدهد روحش را ...
دل به هـــــر کــــس مســـــپار ...!!!
قــرارمـان...
فقـط ...
یـک “مــانیــتورِ” کـوچـک بـــود
امّــا ...
اکنــون ...
قلبـــم را ببـین ...
که بــا هــر”آف” شدنــت ..
چــگونـه ...
بـیقــرارِ “آمــدنــت” مـی شـــود
.
.
.
اطرافم گرگ هایی زوزه می کشن که ادعا دارند دوستم دارند و
به گفته ی بزرگان دینی که به آن ایمان دارم خود را می پوشانم تا کم شود
مهر سکوت به اجبار بر لبانم می نهن تا نگویم راست را،نگویم حق را...آخر تا به کی؟!
قدم زدن در خیابان بدون تشویش آرزویم است.
صدای ما رو
از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید...
مانیتوری که الان ، خیلیا پشتش بغض دارن
مانیتوری که الان ، خیلیا دستشون
زیر چونشونه
در ضمن ،
پشت همین مانیتور هم خیلیا دلشون گرفته.....
اینجـــا بـه مـَرز بـی تـَفـاوُتـی هـا رسیـده ام
دلـَــم را دیگــر هیـــچ نمـی لرزانــد!!
در مـَـن دلهـُــره….
در مـَـن تـــرس….
در مـَـن “احســآس
مُــرده است” !!
ایـن روزهـآ بــی خـیـآل خیـالـَم شـُده ام
مـُنتظرَم دنــیـا تـَمـام شـَود…!!
خوشا به حال کسانی که هرچه دستشان بسته است ،
دلی بزرگ وسفره ای باز دارند .
پنجره ات را باز کن
همه چیز را به بادگفته ام.....
بگذار باران هم شریک باد شود..........
یک وقت هایی باید
رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است
و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت
باید به خودت استراحت بدهی......
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویی:
بگذار منتظر بمانند.