پیر شدم پر تو ای جوانی
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونمو دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونمو دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
هیـــــچوقت کســی رو پــس نــزن کــه
دوستــ♥ ــت داره ... مراقــــــبته ...
و نگرانــــــــــــت میشــه ...!
چـــون یــک روز بیــدار میشـــی و میبینــی ...
مـــــــــاه رو از دســــت دادی ...
وقتــی که داشــتی ســـــــتاره ها رو میشـــمردی ......!
گاهی که دلتنگ می شدم
می گفتی: دلتنگی هایت را بنویس !
چندی ست اینجا می نویسم و دلشادم !
از اینکه احساس می کنم ” شــــاعــــــر” شده ام !
امشب که دلم شعر نمی خواهد چه کنم ؟
از دلتنگی ات “دیـــــــوانــــه” شده ام !!
پیشنهاد بهتری داری ؟!؟!
منــتــــظــــرم مـــی مــــانـــــــی ؟
حــَتـــے تــآ صـُبـــــح فـــَرבا .
.
دل به هـــر کـــس مسپار !!!
گــــرچه ، عاشــــق باشد
حکم دلداری ، فقط عشق که نیست ...
او بجــــز عشــق باید
لایق عمق نگاهت باشد...
... و کمی هم بیــــــمار
تا نگاه تو تسکین بدهد روحش را ...
دل به هـــــر کــــس مســـــپار ...!!!
قــرارمـان...
فقـط ...
یـک “مــانیــتورِ” کـوچـک بـــود
امّــا ...
اکنــون ...
قلبـــم را ببـین ...
که بــا هــر”آف” شدنــت ..
چــگونـه ...
بـیقــرارِ “آمــدنــت” مـی شـــود
.
.
.
اطرافم گرگ هایی زوزه می کشن که ادعا دارند دوستم دارند و
به گفته ی بزرگان دینی که به آن ایمان دارم خود را می پوشانم تا کم شود
مهر سکوت به اجبار بر لبانم می نهن تا نگویم راست را،نگویم حق را...آخر تا به کی؟!
قدم زدن در خیابان بدون تشویش آرزویم است.
صدای ما رو
از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید...
مانیتوری که الان ، خیلیا پشتش بغض دارن
مانیتوری که الان ، خیلیا دستشون
زیر چونشونه
در ضمن ،
پشت همین مانیتور هم خیلیا دلشون گرفته.....
اینجـــا بـه مـَرز بـی تـَفـاوُتـی هـا رسیـده ام
دلـَــم را دیگــر هیـــچ نمـی لرزانــد!!
در مـَـن دلهـُــره….
در مـَـن تـــرس….
در مـَـن “احســآس
مُــرده است” !!
ایـن روزهـآ بــی خـیـآل خیـالـَم شـُده ام
مـُنتظرَم دنــیـا تـَمـام شـَود…!!
خوشا به حال کسانی که هرچه دستشان بسته است ،
دلی بزرگ وسفره ای باز دارند .
پنجره ات را باز کن
همه چیز را به بادگفته ام.....
بگذار باران هم شریک باد شود..........
یک وقت هایی باید
رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است
و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت
باید به خودت استراحت بدهی......
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویی:
بگذار منتظر بمانند.
دلتنگت که می شوم آنها نمیدانند من دلتنگ یارم
به عکست پناه می آورم
خط به خط چهره ات را نوازش میکنم
صدای دلنوازت درگوشم می پیچد
می گویی دوستت دارم
به صورتت لبخند می زنم
وبساعت روی دیوار ملتمسانه نگاه می کنم
کاش زودترحرکت کنند این عقربه ها
فشار آرام دستانت را دوست دارم
وقتی که مردانگیت را به رخ انگشتانم می کشی
♥♥ شهر من جایی ست... که آفتابش از پشت چشمان تو طلوع می کند!♥♥
نه بهار با هیچ اردیبهشتی، نه تابستان با هیچ شهریوری، و نه زمستان با هیچ اسفندی، اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نمی آید؛ پـائیز مــهری دارد کـه بـــَر دل هـر خیـابان می نشیند...
اخییییییی پاییز تموم شد بچه ها.من که دلم واسه ماهه تولد خودم تنگ میشه.
خداییش خیلی مظلومه ایم ماه.یکمم تو اصفهان سوز داش ولی من عاشقش بودم
دلم کوچک است؛ کوچکتر از باغچه پشت پنجره، ولی... آنقدر جا دارد که برای کسی که دوستش دارم نیمکتی بگذارم برای همیشه!!!
دلم یک نفر غریبه می خواهـد ..
بیاید بنشیند فقط سکوت کند
من هی حرف بزنم
بزنم و بزنم
تا کمی کم شود از این همه بار ...
بعد بلند شود و برود
نه نصیحتی نه ...
انگار نه انگار ...
خیلی مواظب باش!!!
اگه باشنیدن صداش دلت لرزید…
اگه از بدی هاش فرار نکردی و موندی…
دیگه تمومه…!!!
اون شده همه ی دنیـــــــــــــــــــات
زنده میشوم در حصار تنگ آغوشت
استشمامت میکنم...
نگه ات میدارم در لحظه لحظه فلش های ذهنم
اینبار میخواهم عکاسی کنم
نه از لبخندت
فقط از گرمای چشمانت
تــ♥ــو را به رخ تمــــام شقایق ها میکشـــَــم
و میگویم : تـــا گــُــل مــَــن هست زندگـــی بایــَــد کرد. . .
دوره ای شده که حاضرم به جای پت باشم ولی یه دوست واقعی مثل مت داشته باشم.....
دلتنگ شدن حس نبودن کسی است که تمام وجودت به یکباره تمنای بودنش را می کند...
دوست داشتن ایستادن زیر بارون و خیس شدن نیست! دوستی آن است
که یکی برای دیگری چتر شود و آن یکی هرگز نداند که چرا خیس نشد!
بیا حواس تقدیر را پرت کنیم! تو صدایش کن من دزدکی فاصله ها را برمی دارم
عشق این نیست کهموبایلتو بگیری دستت و براش یه اس ام اس بفرستی ! عشق اینه وقتی اس ام اسفرستادی تاوقتی جوابتونداده هی چشمت به صفحه موبایلت باشه و چشمازش بر نداری !!!