دلتنگت که می شوم آنها نمیدانند من دلتنگ یارم
به عکست پناه می آورم
خط به خط چهره ات را نوازش میکنم
صدای دلنوازت درگوشم می پیچد
می گویی دوستت دارم
به صورتت لبخند می زنم
وبساعت روی دیوار ملتمسانه نگاه می کنم
کاش زودترحرکت کنند این عقربه ها
فشار آرام دستانت را دوست دارم
وقتی که مردانگیت را به رخ انگشتانم می کشی
♥♥ شهر من جایی ست... که آفتابش از پشت چشمان تو طلوع می کند!♥♥
نه بهار با هیچ اردیبهشتی، نه تابستان با هیچ شهریوری، و نه زمستان با هیچ اسفندی، اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نمی آید؛ پـائیز مــهری دارد کـه بـــَر دل هـر خیـابان می نشیند...
اخییییییی پاییز تموم شد بچه ها.من که دلم واسه ماهه تولد خودم تنگ میشه.
خداییش خیلی مظلومه ایم ماه.یکمم تو اصفهان سوز داش ولی من عاشقش بودم
دلم کوچک است؛ کوچکتر از باغچه پشت پنجره، ولی... آنقدر جا دارد که برای کسی که دوستش دارم نیمکتی بگذارم برای همیشه!!!
دلم یک نفر غریبه می خواهـد ..
بیاید بنشیند فقط سکوت کند
من هی حرف بزنم
بزنم و بزنم
تا کمی کم شود از این همه بار ...
بعد بلند شود و برود
نه نصیحتی نه ...
انگار نه انگار ...
خیلی مواظب باش!!!
اگه باشنیدن صداش دلت لرزید…
اگه از بدی هاش فرار نکردی و موندی…
دیگه تمومه…!!!
اون شده همه ی دنیـــــــــــــــــــات
زنده میشوم در حصار تنگ آغوشت
استشمامت میکنم...
نگه ات میدارم در لحظه لحظه فلش های ذهنم
اینبار میخواهم عکاسی کنم
نه از لبخندت
فقط از گرمای چشمانت
تــ♥ــو را به رخ تمــــام شقایق ها میکشـــَــم
و میگویم : تـــا گــُــل مــَــن هست زندگـــی بایــَــد کرد. . .
دوره ای شده که حاضرم به جای پت باشم ولی یه دوست واقعی مثل مت داشته باشم.....
دلتنگ شدن حس نبودن کسی است که تمام وجودت به یکباره تمنای بودنش را می کند...
دوست داشتن ایستادن زیر بارون و خیس شدن نیست! دوستی آن است
که یکی برای دیگری چتر شود و آن یکی هرگز نداند که چرا خیس نشد!
بیا حواس تقدیر را پرت کنیم! تو صدایش کن من دزدکی فاصله ها را برمی دارم
عشق این نیست کهموبایلتو بگیری دستت و براش یه اس ام اس بفرستی ! عشق اینه وقتی اس ام اسفرستادی تاوقتی جوابتونداده هی چشمت به صفحه موبایلت باشه و چشمازش بر نداری !!!
باران ببار که عشق ما تمام شدنی نیست
باران ببار که عشق ما وصف شدنی نیست
باران ببار که عشق ماشبیه شدنی نیست
باران ببار که عشق ما سیر شدنی نیست
مـטּ یک عذرפֿـواهـﮯ بـﮧ "פֿـوבم" بـבهڪارم!!!
براﮮ اینڪـﮧ احساساتـﮯ بوבم
براﮮ اینڪـﮧ یک رو بوבم
براﮮ اینڪـﮧ غرورم را شڪستم
براﮮ اینڪـﮧ انساטּ بوבم ...
"פֿـوבم"
...منــو ببـפֿـش !
دلـَــ م تنـــگ شــده؛
براے عكــس هايـے كه پـــــاره كردم و سوزاندمشـــان
بـــراے دفتر خاطراتـَــ م كه مدت هاســت ديگر چيزے در آن نمى نویســم
حــــــــــتىٰ براے آدم هاے حســودے كه، دورو بـَـرَم ميچرخيدند
بــراے بيخيالــــے و آرامشــے كه ديگر مدت هاست نـــــدارمـش
براے كسے كه اين روزهـــا عجـــيب نبودنش را حس ميكـــنم.
خنده هايـے كه دارم فــرامـــــوششـــــان ميكـــــنم
و بـــــراے خــودم كه حالا ديگـــر خيلے عوض شده ام !!
دیوانگی شاخ و دم ندارد
همین که ساعتها و روزها
به فکرو خیال کسی هستی که به فکرت نیست
خود نوعی دیوانگیست
.هوا اینجا کمی دلگیر است
انجا را نمی دانم
اینجا ترس فراموش کردنت مثل خره تمام جانم را پر میکند
انجا را نمیدانم
اینجا جای خالیت به وسعت یک جهان است
انجا را نمیدانم
ای کاش برای تو هم
تفاوت بین "اینجا" و "انجا"
فقط یک "ی" باشد...
دلــــم جاده ای می خواهد!
دلــــم جاده ای می خواهد
که ببرد مـــرا
و برنگرداند هــرگز....
روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی
خویش دل بستم به قلب بی وفای تو
روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم،
یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم
روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!
گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه
که میخواستی بهتر شدم
گفتی تنها برای من باش ،
از همه گذشتم و تنها مال تو شدم
روزی آمد که من مال تو بودم و
تو عاشق کسی دیگر
اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد
تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته
همدم غمها شده ام
راهی ندارم برای بازگشت ،
به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت
نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ،
نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی
میدانستم تو نیز مثل همه …
نمیبخشم تو را …
دیگر مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم
در لحظه های بوسیدنت
نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی
با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را
دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی
به کسی دیگر مرا
مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!
نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی
نگذشته که برایت تکراری شده ام
مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،
قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم
تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ،
میمانم با همان تنهایی و غم
تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو
حتی نمیریزد یک قطره اشکم!
هـــر قـــدر کهـــ میــــ گـــذرد....
ســــالــهــا...
مــــآهــ هــــا...
روزهـــــا...
ســـاعتــــ هــــا...
از زمـــان زیســـتنــمــــ در کنــــار تـــــــو
مَــنـــ...بهـــ هــمــانـــ انـــدازهــ...
هـــر ســـالـــ ...
هــــر مـــاهـــ...
هـــــر روز ...
هــــر ســـاعَـتـــ...
عـــاشقـــ تَـــر میـــ ـ ـشــومــــ...
و
بــــــاز هـــــمــــ...
عـــــاشــــقـــ تـــــر!
از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :
شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؛
گفتند : ما متعلق به نسلی هستیم که ،
وقتی چیزی خراب می شد؛
تعمیرش می کردیم نه تعویضش!
فرقی نمی کند...این که یک باره به سرت بزند که بروی ..
یک جایی دیگر
جایی که شبیه این جا نباشد .
شاید شهری دیگر . کشوری دیگر
جایی که آسمانش آبی تر باشد
ولی باور کن
هر جای دنیا که بروی باز هم عاشق می شوی .
روزی نگاهت در نگاهی گره می خورد و دلت می لرزد
من باختــم به خـود بـاختــم
به تصویــر غلـط فرشتـه های آدمـ نمــا بـاختــم
. . .
حـال کـه حماقتــ هایــم را می شمــارمـ
آرامــ . . . آرامــ . . .
ایـن جمـله در ذهنــم طنیــن انـداز می شـود
سنـگـ بــاش
تــا سنـگســار نشــوی …