روزها گذشت.....

 

 

 

روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی

خویش دل بستم به قلب بی وفای تو


روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم،

یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم


روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!


گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه

که میخواستی بهتر شدم


گفتی تنها برای من باش ،

از همه گذشتم و تنها مال تو شدم


روزی آمد که من مال تو بودم و

تو عاشق کسی دیگر


اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد


تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته

همدم غمها شده ام


راهی ندارم برای بازگشت ،

به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت


نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ،

نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی


میدانستم تو نیز مثل همه …


نمیبخشم تو را …


دیگر مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم

در لحظه های بوسیدنت


نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی

با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را


دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی

به کسی دیگر مرا
مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!
نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی

نگذشته که برایت تکراری شده ام


مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،

قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم
تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ،

میمانم با همان تنهایی و  غم
تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو

حتی نمیریزد یک قطره اشکم!

 

[ یک شنبه 26 آبان 1392برچسب:عکسه دلتنگی, ] [ 17:18 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

هـــر قـــدر کهـــ میــــ گـــذرد....



ســــالــهــا...



مــــآهــ هــــا...



روزهـــــا...



ســـاعتــــ هــــا...



از زمـــان زیســـتنــمــــ در کنــــار تـــــــو



مَــنـــ...بهـــ هــمــانـــ انـــدازهــ...



هـــر ســـالـــ ...



هــــر مـــاهـــ...



هـــــر روز ...



هــــر ســـاعَـتـــ...



عـــاشقـــ تَـــر میـــ ـ ـشــومــــ...



و

بــــــاز هـــــمــــ...



عـــــاشــــقـــ تـــــر!

[ پنج شنبه 23 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:31 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

 

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :



شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؛



گفتند : ما متعلق به نسلی هستیم که ،

 

وقتی چیزی خراب می شد؛

تعمیرش می کردیم نه تعویضش!

[ پنج شنبه 23 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:30 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


 

فرقی نمی کند...این که یک باره به سرت بزند که بروی ..


یک جایی دیگر


جایی که شبیه این جا نباشد .


شاید شهری دیگر . کشوری دیگر


جایی که آسمانش آبی تر باشد


ولی باور کن


هر جای دنیا که بروی باز هم عاشق می شوی .


روزی نگاهت در نگاهی گره می خورد و دلت می لرزد

[ پنج شنبه 23 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:30 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

دلتنگم،

مثل مادر بی سوادی

که دلش هوای بچه اش را کرده

ولی بلد نیست شماره اش را بگیره.

[ پنج شنبه 23 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:29 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

میـــــــ ـان دِلتَنگــــــی هایَــــــم باشــ ـــــــ
 
تا فَراموشَـــ ـــت نَکُــــــنَم.......

تا بــــه یاد داشـــ ـــته باشَمَـــــت.....


تا بویَـــ ــــت را حِــس کُنَـــــــم....


تا بِــــــ ـدانَــــم که هَستـ ـــــی....


تَـــــــ ـمامِ دُنیـــ ــــام قَلبَــــمه....


دنیـــ ــــام باشــــ ـــه واسه تــ ـــــــو.....


تا بِدانــــ ـــی میانِ ثانیــــ ـــه هایِ
 
دِلتَنگیـــــهامـــ تــــــو وجــــــ ــــود داریــــ ـــ....

فَــقَط تـــ ــــو.
 

[ پنج شنبه 23 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:29 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

خوب میدانم

آخر یک روز خفه می شوم

از بس دردهایم را

نجویده قورت می دهم ...

 

[ پنج شنبه 23 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:28 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


 

 
دلم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند

به کدامین بهانه حواسش را پرت کنم؟؟؟

[ پنج شنبه 23 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:26 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

userupload 2013 6979336091382273969.9407 دلت که هوای بابا را بکند...

 

دلـــت که هوای بــابــا را بــــکند

 

دیگر نه کربلا می خــواهی و نه عاشـــورا

 

فقط چشمانت خرابــــه شام می بیند

 

و دخــــــتری کـــــه

 

بـــــابــــا را آرام نـــــــاز مــــی کرد

[ دو شنبه 20 آبان 1392برچسب:, ] [ 16:30 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

46812034883128985995 بـاختــم

 

من باختــم به خـود بـاختــم

به تصویــر غلـط فرشتـه های آدمـ نمــا بـاختــم

. . .

حـال کـه حماقتــ هایــم را می شمــارمـ

آرامــ . . . آرامــ . . .

ایـن جمـله در ذهنــم طنیــن انـداز می شـود

سنـگـ بــاش

تــا سنـگســار نشــوی … 

[ دو شنبه 20 آبان 1392برچسب:, ] [ 16:27 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQL_tg6HdgrujVOeckKRxeu1srVExhe9TCPjhCIcjLmd5BGgjqx&t=1

 

هیچ وقت فکر نمی کردم روزی برسه که روزه ی

تنهاییمو بشکنمو تنهایی رو از زندگیم دک کنم...

یادم میاد روزی رو که به تنهایی قول دادم که باهاش باشم اونم گفت تا

وقتی پیشمه که من بخوام ، بهش گفتم برای همیشه می خوامت اما حالا....

 

این من بودم که زدم زیر قولم و با زبون بی زبونی ازش خواستم که بره

 

روزی که تنهایی با ساکش از دنیام خارج شد تو وارد زندگیم شدی ،

تو با اون دو تا چشم زلالت

 

تویی که یهویی وارد دنیام شدی و گفتی دوسم داری ، منه سادم باورت کردم....

[ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:37 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


 



 

دلت اومد عزیزت رو جلوی چشمای من بغل بگیری؟

 

دلت اومد عهد و پیمونی که بستیم درشون رو گِل بگیری؟!

 

دلت اومد توی سالگرد تولدم منو تنها بذاری؟

 

دلت اومد کادوی تولدم برام عزیزت رو بیاری؟

 

یادته بهم می گفتی تا ابد تا همیشه پیشم می مونی؟

 

دلت اومد که همین اول راهی غزل خدافظی برام بخونی؟!

 

یادته قرارمون تو کوچه پشتی کنار اقاقیا بود؟

 

یادته اقاقیای کوچه پشتی خونۀ گنجشککا بود؟

 

یادته قرار گذاشتی واسشون غذا بیاری؟

 

دلت اومد جوجه گنجشکا رو چشم برا بزاری؟!

 

یادته دفعۀ آخر تو چشام نگا نکردی؟

 

یادته وقت خداحافظی گفتی هرجا رفتی برمی گردی؟

 

یادته گفتم بهت من از نگاه تو می خونم؟

 

دلت اومد خاطراتم رو بدیگری بدی و من ندونم؟!

 

دلت اومد که به احساسم تو نامه هام بخندی؟!

 

یادته که نامه هام رو روزی صد دفعه می خوندی؟

 

یادته نصف شبا زنگ می زدم گریه می کردم؟

 

یادته بهم می گفتی عزیزم گریه نکن دورت بگردم؟

 

یادته بهت می گفتم میدونم یه روزی میری؟

 

یادته بهم می گفتی بدونِ دلم می میری؟

 

یادته بهت می گفتم دل من هواتو کرده؟

 

یادته بهم می گفتی عزیز دل منی بهونه گیری؟!

 

یادته بهت می گفتم با تو بُستان و بهارم؟

 

دلت اومد دِلِ ساده مثل آب بشه کویری؟!

 

[ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:35 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


 

 

صد حرف و یک جواب....مهم نیست... بگذریم



خوابت شده عذاب؟ ....مهم نیست... بگذریم



سنگین شده تمام دل من قبول کن



رفت آن زمان ناب....مهم نیست... بگذریم



دیشب به گوش سجده زدم حرفهای تلخ



((تا کی مرا عذاب؟!...))....مهم نیست..بگذریم



من در تمام زندگیم صبر کرده ام



کو اجر بی حساب؟؟!...مهم نیست...بگذریم



دیگر نه راه پیش و نه پس مانده بر دلم



پلها دوسو خراب....مهم نیست...بگذریم



خندیده ام به ریش دلم با صدای تو



آن شور و آب و تاب...مهم نیست بگذریم



گاهی برای سادگی ام گریه میکنم



از پشت این نقاب...مهم نیست...بگذریم...

 

[ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:33 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

گــاهـی شــایـد لازم بـاشــد ،


از یــاد ببـــریـم


یـــاد آنهـــایی را که ،


بــا نبـــودنشان


بـودنمـــان را ،


به بازی گـرفــتند . . . !!

[ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:33 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

دل نوشته

 

درد دارد . . .

وقتی با هر نسیمی برود . . .

آن کس که به خاطرش به طوفان زده ای . . .

 

[ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:30 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

 

 

گاهی اوقات باید خیانت کرد تا ارزش صداقت



برای کسی ک تفاوت میان این دو را درک نمی کند ، مشخص شود !



گاهی باید نبخشید کسی را ک بارها او را بخشیدی و نفهمید ،



تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد!



گاهی نباید صبر کرد باید رها و کرد و رفت تا بدانند ک اگر ماندی ...



رفتن را بلد بوده ای !


گاهی بر سر کارهایی ک برای دیگران انجام می دهی باید منت گذاشت



تا آنرا کم اهمیت ندانند !


گاهی باید بد بود برای کسی ک فرقِ خوب بودنت را نمی داند !



و گاهی باید ب آدمها از دست دادن را متذکر شد !



آدمها همیشه نمی مانند یکجا در را باز می کنند و برای همیشه می روند !

 

[ یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:28 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

هی تو .........

 

هِـــے تـــ×ــــو......!!

 

 

 

بآ خود چهـ فکـــر کرבهــ ايے.....

 

 اَز مَـטּ בور بآش

 

 

 خيلے وَقتـ اَست اَز سنگـ هَم سَخت تـر شـבه اَم

 

 

 تنهآ کآريے کهـ ميتوآنم اَنجآم دهم

 

 

 ضربهـ زבטּ اَستـ.....בل شکستَـטּ اَستـ .....

 

اَشکـ בر آوردטּ اَستـ

[ شنبه 18 آبان 1392برچسب:, ] [ 23:30 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

فـَریـآב زבטּ مـَمنوع

http://upload7.ir/images/37791928421373903071.jpg

בل ِ مـَטּ פـوصلـﮧ ڪُـטּ בآב زבטּ مـَمنوع اَست !



ڪَم بڪُـטּ ایـטּ گلـﮧ،



فـَریـآב زבטּ مـَمنوع اَست !



شـآבے اَز مـَنظر ایـטּ قـوґگـُنـآهـﮯست بـُزرگ



بزטּ آهنگ ولـﮯ شـآב زבטּ مـَمنوع اَست...

[ شنبه 18 آبان 1392برچسب:, ] [ 23:30 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

اگر آنکه رفت خاطره اش را می برد

if he went to his memory raises اگر آنکه رفت خاطره اش را می برد

 

اگر آنکه رفت


خاطره اش را می بُرد


فرهاد سنگ نمی سُفت!


مجنون آشفته نمی خُفت!


حافظ شعر نمی گفت…!

[ شنبه 18 آبان 1392برچسب:, ] [ 23:28 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

باز باران

0.704930001315143809 jazzaab ir باز باران

 

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر

باز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانه

یادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین

دل شکسته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودم

می دریدم قلب خود را

دور می گشتی تو از من

با دو چشم خیس و گریان

می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه

پر بهانه زود برگردی به خانه

یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد

این ترانه باز باران باز می گردم به خانه

[ شنبه 18 آبان 1392برچسب:, ] [ 23:27 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

هیچ نگو…

هیچ نگو... متن عاشقانه

پیک شب سرد تو خیابون تو دستات ،‌ هــــا میکنی

 

خودتو مقـــــــــــــــــــــــابل دو چشم پیدا میکنی

 

با نگاهت حس ّ مرموزی رو القــــــــــــا میکنی

 

وجودت به وجد میاد اما هـــــــــــــــــاشا میکنی

 

عشق من ، تُو هر روز فرم به فرم به تغییر

 

از همه نسیــــــــــــــــم طوفان ِ تحت تاثیر

 

من همونم که تورو این طور ترسیـــم کردم

 

قلب آزردت ُ تو آغوشم ترمیــــــــــم کردم

 

کسی که زخــــــم های روحتو جراحی کرد

 

شب و روز بی وقفه افکـــارتو طراحی کرد

 

قلبمو مشغول جمله هــــــــای سادت کردم

 

من به سختی به وجود ِ سادت عادت کردم

 

تو رو بی نیاز از آرزوی واهـــــــی کردم

 

من تو رو به دنیای واقعی راهــــــی کردم

 

حس خنثی ای که تــــو روح آزادت هست

 

همه چیزی که از من هنوز تو یادت هست

 

درونم حس میکنم جوشش اوهــــــــــــومی

 

لحظه هــــــــــــایی که تو از دور ناآرامی

 

دشمن زیبایــــــــــــی از عصاره ی خودم

 

با فراموش کردن تو از خودم محــــو شدم

 

تو ازم دور شدی و من بــــــــــی تاب شدم

 

روز تحمل کردم شب ها بــــی خواب شدم

 

من کمی وقت میخوام تا ازت ســـــرد بشم

 

شبیه دنیـــــــــــــــــــــایی که لهم کرد بشم هیچ نگو

 

[ پنج شنبه 16 آبان 1392برچسب:, ] [ 22:57 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

99 اس ام اس عاشقانه پاییزی (سری دوم)

یک فلاسک چای و یک رودخانه که اعتماد به نفسش از دریا بیشتر است و تنها یک دوربین ،

تنها برای اینکه گرفته باشمت یک سکانس در آغوشم …


اینست تمام دغدغه های مردی که از وصیت کردن بدش می آید !

[ پنج شنبه 16 آبان 1392برچسب:, ] [ 22:55 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

                               

شاید دیگر زندگی برایت معنایی ندارد و مثل گذشته ها زندگیت شیرین نیست.


  مثل آن روزهایی که ساعت ها به تماشای ابرها می نشستی و به دنبال شکل های

متفاوت بودی، یا به جستجوی سیاره ها و سفینه ها در شب به آسمان خیره می شدی

و یا ساعت ها نظاره گر پرنده ها و حیوانات بودی بی آنکه خستگی بر تو غلبه کند.
  شاید در آن دوران کمتر بی حوصله می شدیم و لذت بیشتری از زندگی می بردیم.


  هرچه بزرگتر می شویم نسبت به اطرافمان بی توجه تر می شویم و کمتر چیزی

پیدا می شود تا توجه مان را به خود جلب کند.


  ولی برای بازیافتن شور زندگی، لازم نیست کودک باشیم و به دوران کودکی

بازگردیم، به آنچه نیاز داریم زنده نگه داشتن آن در وجودمان است; همان احساسی که

ساعت ها لبخند را بر لبانمان جاری می ساخت و به زندگیمان هیجان می بخشید.


 این احساس، در وجود همه ما هست، اما شاید لایه ای از حزن آن را فرا گرفته است!


[ پنج شنبه 16 آبان 1392برچسب:, ] [ 9:47 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

 


          

خدای عزیزم! مرا گفتی از رگ گردن به تو نزدیک ترم!

آخ! چه زیــبـــــا گـفـتـی...

اگر ذره ای از محبتت نباشد زندگانی بر من تمام است.

                    ......... 

خدایا بار دگر محبتت را بر من روا دار

دلم برای دوست داشتن های راستین تنگ شده

 

[ پنج شنبه 16 آبان 1387برچسب:, ] [ 9:47 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

            
 
 
گاهی یک ها، دنیا را زیرو رو می کنند.
 
 می شود تنها با یک محبت، عشق را برای دنیا معنا کرد
 
 تنها با یک بخشش، تمام هستی را از آن خود کرد
 
 با یک گذشت، نفرت ها را به دوستی ابدی مبدل کرد
 
 و تنها با یک لبخند در قلب ها جاودانه شد
 


 اما تو ای مهربانم!
 
             میدانی! وقتی لبخند بر لبانت نقش می بندد،
 
                                            دنیا دیگر، برایم معنایی نمی یابد.

[ پنج شنبه 16 آبان 1392برچسب:, ] [ 9:46 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

     


 

چه سخت است وصف کسی که معناگر عشق است! مصداق آدمیت!

 

 

همان کسی که می شنود حرفایی که قلبش را می سوزاند و می بیند دردهایی که امانش را می برد.

 

 

ولی خود را به نشنیدن میزند، به ندیدن تا پنهان کند زخمهایی را که به خاطر مهربانیش بر جای مانده

 

 

و پنهان کند، دردهایی را که به خاطر شاد کردن دلی، در سینه اش پنهان مانده!

 

 

 

آری! چه سخت است و چه ماجرای عجیبی  دارد، این " عشق! "

[ پنج شنبه 16 آبان 1392برچسب:, ] [ 9:44 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

                  

گاهی وقت ها باید زد به بیخیالی !


از بار مشکلات شانه خالی کنی !


دراز بکشی و ساعت ها به آسمان خیره شوی...


پا روی پا بیندازی و هیچ کاری نکنی..!


یا اصلا، هر کاری که دلت خواست بکنی


مانند کودکی شوی،


بازی کنی، فریاد زنی، بهانه بگیری، بی هوا

بخندی و هر وقت دلت خواست گریه کنی...


آری ! باید گاهی زد به بیخیالی !


آنقدر بیخیال که بتوانی لحظه ای زندگی کنی.

[ پنج شنبه 16 آبان 1392برچسب:, ] [ 9:42 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

شعـر و تصاویـری از جنـس قـطـرات بـاران

 
شعـر و تصاویـری از جنـس قـطـرات بـاران





كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند

بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا ناكجا را تر كند

چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند




شعـر و تصاویـری از جنـس قـطـرات بـاران






چتر ها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت
دوست را، زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست ...



شعـر و تصاویـری از جنـس قـطـرات بـاران






ببار ای آسمان،
من کویری خسته ام
پر از خار و خاشاکم،
گلی در بستر خویش ندیده ام
خوب می دانم، تو هم دل گرفته ای
بغض هایت را هدیه به رودخانه احساساتم کن
برای سرسبزی دلم لاله های واژگون را آبیاری کنم
مرغک آواز خوان در کویر من نمی ماند
سایه سارم نیست که مهمانش کنم
ای آسمان ببار برکویر تشنه ام
دیگر از رقص طوفان شنها خسته ام
ببار که من کشتی به گل نشسته ام
چشم انتظار قطره ای باران نشسته ام
من کویری شوره زارم ...
در انتظار باران


شعـر و تصاویـری از جنـس قـطـرات بـاران





می توان در قاب خیس پنجره
چک چک آواز باران را شنید
می توان دلتنگی یک ابر را
در بلور قطره ها بر شیشه دید
می توان لبریز شد از قطره ها
مهربان و بی ریا و ساده بود
می توان با واژه های تازه تر
مثل ابری شعر باران را سرود
می توان در زیر باران گام زد
لحظه های تازه ای آغاز کرد
پاک شد در چشمه های آسمان
زیر باران تا خدا پرواز کرد

[ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, ] [ 14:14 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


سهراب!

با تو ام ای سهراب!


دانه های دل من!

کاش می شد سر برآری از خاک

تا با تو حرف زنم

از دل تنگم گویم

که هنوز هم

آفتابی هست یک دست.

سارها امده اند .

تازه لادن ها پیدا شده اند.

اما دانه های دل مردم هنوز پیدا نیست!

و من مثل آن روزها، مثل تو اشک می ریزم.

و دگران می خندند!

[ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, ] [ 14:13 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


 
مینویسم بدون تو


بدون حضور تو


با دلی تنها


با هزار آه


با نگاهی بغض آلود به این فاصله


به این شب ها به این کاغذ های باطله


کاغذ هایی برای کشیدن لطافت نگات


برای بیان مخمل رنگ چشمات


بدون تو


این واژه دلت
نگی چه معنای دلگیری دارد


چه وسعتی...چه رنگ شبگیری دارد


بدون تو


سوگی دارد فضای اتاقم


و از با تو بودن خیال میبافم


اشک تمدید می شود در نگاهم


بدون تو آه بدون تو...


حسرت چه جولانی میدهد برای لحظه دیدار


جسمم چگونه میجوشد  در این سوی دیوار


مثل یک بیمار


گذر کند این زمان طعنه تلخی است انگار


بدون تو  قصه نیست


حال امشب و هر شب من است


بدون تو


لحظه های با تو بدون مثل نام قشنگ تو


پرستو وار از خاطره آرامشم کوچ میکند


بدون تو آه که زمان با من انگار گل یا پوچ میکند


بدون تو حال من اما...


پشت یک واژه آه


من تا همیشه تنها


ساده و کودکانه گریه میکنم


[ سه شنبه 14 آبان 1392برچسب:, ] [ 14:8 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

 

کنـارم  هستـی  و  انگـار  همیــن  نـزدیکیـاست  دریــا

 

         مگـه  مـوهاتـو  وا  کردی  که  مـوجش  اومـده  اینجا

 

قشنگــه  ردپـای  عشــق  بـیـا  بـی چتــر  زیـر  بــرف

 

         اگه  حال  منو  داری  میفهمی  یعنی  چتی  این  حرف

 

میــدونــم  کـه  یـه  وقتـایـی  دلـت  میگیـره  از  کـارم

 

         روزایی  که  حواسم  نیست  بگم  خیلی  دوست  دارم

 

تـو  هــم  مثـل  منـی  انگـار  از  ایـن  دلتنگیــا  داری

 

         تو هم از  بس  منو  میخوای  یه  جورایی  خـودآزاری

یــه  جـورایـــی  خــود آزاری

[ دو شنبه 13 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:42 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


 

در برابرش ایستادم

 

سر تعظیم فرود آوردم

                          زیرا او بهتر از هر کس حقایق را بر من فاش ساخت,

 

با تماشای او دانستم دوری او چنان افسرده و پژمرده­ام کرده است

که می­خواستم سنگی بردارم بر صورتش زنم و او را در هم بکوبم که

دیگر قادر نباشد این  دل شکسته را بصورت تصویری

این چنان پرچین و چروک نشان دهد...

 

ولی افسوس دستم حرکت نکرد

 

زیرا او حقیقت بود و من فریفته و مکر،

 

او صافی باطن داشت و من غرق در گناه،

 

او حاکم بود و من محکوم ابدی!؟!

[ دو شنبه 13 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:41 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


 

می­گویند نخستین عشق که در شباب جوانی وجود انسان را فرا می­گیرد

 

هرگز فراموشی شدنی نیست و آتش سوزاننده آن عقل و دل انسان را پایمال می­کند.

 

من می­گویم که عشق از نخستین روز تا واپسین دم حیات این بشر را

چون شمعی فروزان زنده نگاه میدارد و نشاط و شادمانی بدو می­بخشد.

دل بی عشق انسان را به دیار جنون می­برد و بلای دل صاحبدلان

عشق است و تماشای قد سرو مانند یار. ولی همین بلا مستی

دل انگیزی دارد که شاید از سرچشمه حیات ابدی فرو زندگی خاصی را گرفته و منعکس می­کند.

[ دو شنبه 13 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:40 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

زندگی بازی شطرنجی است.                  

کاش بلد بودم باخت رو بپذیرم.

کاش بپذیرم آنچه در سرنوشتم نبوده و نیست

کاش عادت کنم به نبودن ها

کاش یاد بگیرم حسرت نخورم

کاش.....

[ دو شنبه 13 آبان 1392برچسب:, ] [ 13:39 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

همه ذرات هستي ، محو در روياي بي رنگ فراموشي ست .

                 نه فريادي ، نه آهنگي ، نه آوايي ،

                               نه ديروزي ، نه امروزي ، نه فردايي ،

                                                     زمان در خواب بي فرجام ،

خوش آن خوابي كه بيداري نمي بيند !

 

مرا هر چند بشکستی

نمی خواهم شکست تو

نمی خواهم که اندوهی ببینم حتی در آن چشم مست تو.

نمی خواهم تو را هرگز نمی یابم تو را هرگز

ولی ترک خیال تو نمی دارم روا هرگز

 

 

 

 بچه ها نظرتون راجب شعرا چیه؟؟؟

[ یک شنبه 12 آبان 1392برچسب:, ] [ 14:24 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

 

 

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود ...

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!

با تویی که از کنارم گذشتی...

و حتی یک بار هم نپرسیدی،

چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!! 

 

[ یک شنبه 12 آبان 1392برچسب:, ] [ 14:22 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

می روم و پشت سرم آب نمی ریزند


وقتی هوای رفتن دارم


دریاهم به پایم بریزند بر نمیگردم

 

aks-darya

[ یک شنبه 12 آبان 1392برچسب:, ] [ 14:17 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

می گویند ساده ام!!


 
مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه ..

یـــک لبـــــخـنـــد ...

بــه بــازی میـــــگیــــری ..!

مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت ..

و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ..

مــــــی گویند ســــاده ام ..!

اما مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم ...

همیـــــــــن!

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!

[ یک شنبه 12 آبان 1392برچسب:, ] [ 14:14 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

اینبار که رفتی دیگر برنگرد !

 

دیگر نه وفایی دارم . . .

 

نه عشقی . . .

 

نه محبتی . . .

 

و نه حساسیتی !

 

دیگر برنگرد . . .

 

چیزی که زیاد است عشق های دورغین و کوتاهست !

 

دیگر برنگرد . . .

 

کمی تنوع می خواهم .

 

دیگر برنگرد

 

[ پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:12 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

اس ام اس

%d8%a8%d8%ba%d8%b6-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%da%af%d9%80%d9%80%d9%84%d9%88%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d8%af-...png

فراموشش کرده ام...


فقط گاهی بی اختیاراسمش راکه میشنوم...


میشکنم...

[ پنج شنبه 9 آبان 1392برچسب:, ] [ 17:11 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]
صفحه قبل 1 ... 29 30 31 32 33 ... 45 صفحه بعد