کوچه ها را بلد شدم

خیابان ها را بلد شدم

ماشین ها را .... مغازه ها را ....

ولی هنوز میانه آدم ها گم می شوم


نمی دانم چرا آدم ها اینقدر پیچ در پیچند...
 

[ چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:, ] [ 7:45 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]




گاهی دلت بهانه هایی می گیرد


که خودت انگشت به دهان می مانی...



گاهی دلتنگی هایی داری


 که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...



گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...



گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری


انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...



گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری


و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...



گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...



گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید...

[ چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:, ] [ 7:41 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود...

اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که میشوی

بجای اینکه دنبالت بگردنن

فراموشت میکنند.........
 

[ چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:, ] [ 7:40 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]




حالی که پریشان است !

احتیاج به آرامش دارد ؛

نه سرزنش ....

کاش می فهمیدند ... !!!

[ چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:, ] [ 7:38 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

اینم دوباره یه عکس خوشمل از برنامه ی عید احسان جونم

 

[ سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, ] [ 23:12 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]




من و خیال تو باز به هم رسیده ایم

سر در آغوش هم

بغضی گنگ

هق هق هایی بی صدا

دقیقه هایی زرد ...

كاش می دانستی خیال تو در این سوی تنهایی

با من چه می كند...

[ سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, ] [ 23:5 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]




درد عجیبی دارد وقتی....

هم ابر باشد !.....هم باران باشد ..!

هم خیابان ِ خیس باشد ..

... امـــــا..

... ... نه تـــــو باشی ..

نه دستی برای فشردن باشد !..

نه پایی برای قدم زدن باشد و ..

نه نگاهـــی برای زل زدن...!!

[ سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, ] [ 23:3 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]





دلمان خوش است که مینویسیم

و دیگــران می خـواننــد

و عــده ای می گـوینــد

آه چـه زیبــا و بعضــی اشـک می ریــزند

و بعضــی مـی خنــدنـد

دلمــان خـوش اســت

به لــذت هــای کــوتـاه

به دروغ هــایی که از راســت

بـودن قشنــگ تـرند

به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند

یـا کســی عاشقمــان شــود

با شــاخه گلی دل می بنــدیـم

دلمــان خـوش می شــود

به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی

و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود

چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم

و چــه ســــاده می شـکــنیم

همــــه چیـــز را ...

[ سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, ] [ 23:2 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]


چند تکه از تو

پریشان افتاد

ته فنجانی که فالم را می گرفت…

می گفت آرام نیستی

و فردا هیچ نامه ای نخواهد آمد…


من مرده ام … به نسیم خاطره ای ، گاهی تکانی می خورم … همین




[ سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, ] [ 23:1 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]

همه ماهر شده اند یک نفر هزاران نفر را
با هم دوست دارد !
 
اما من …
 
 
ناشیانه
 
به یک نفر دل میبندم
 
هزاران بار
 

[ سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, ] [ 22:58 ] [ R♥ZH♥N☂ ] [ ]
صفحه قبل 1 ... 110 111 112 113 114 ... 135 صفحه بعد