
درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــدن،
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید،
شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی...!
و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همه فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام...
تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان....
دیوانـــــه، خود خــــواه،بی احساس.................
نمیــــفروشــــــــم..!!!!
نمک که به زخمت بپاشند
عادت می کنی زخمی بمانی
برای مجرم بودن حتماً لازم نیست
عریانی ات را با کسی قسمت کنی
همین که کف دستت را بو کنند
فانتزی های بند رخت همسایه را هم می فهمند
حتی رویاهای خیست که چکه می کند
مدرک تمام جرم هایت خواهد شد
می دانی؟!
زندگی همیشه برای آنها که کسی را نکشته اند
گناه سنگینی ست....