بود

خاطرات را باید سطل سطل
از چاه زندگی بیرون کِشید
خاطرات
نه سر دارند
ونه ته!
بی هوا می آیند تا خفه اَت کنند
میرسند گاهی
وسط یک فکر
گآهی وسط یک خیابان
سردت میکنند
داغت میکنند
رگ خوابت را بلدند
زمینت میزنند
خاطرآت ؛ تمام نمی شوند
بلکه تمامت میکنند
نظرات شما عزیزان: