ساکت که می شوی چشمانت پر از بوسه می شود و لب هایت در التهاب یک گل سرخ زیر باران می تپد تو را در رنگین کمان آغوشم قاب می گیرم و چونان پرنده ای در مشت رها می شوم در افق های آبی تو هیجانی ست شورش چشمانت در اعتصاب لبهایت !
نظرات شما عزیزان:
ابراهیم نیستم اما احساسم را قربانی کسی کردم که ارزشش کمتر از یک گوسفند بود
خـــوابهـایـم
گاهـی...
زیباتر از زندگی ام مـی شـونــد...
کـاش گـــــاهــی...
بــــــرای همیشه خـــواب مــی مــانــدم
گاهـی...
زیباتر از زندگی ام مـی شـونــد...
کـاش گـــــاهــی...
بــــــرای همیشه خـــواب مــی مــانــدم
سلام خوبی میگم من این پستت را خوندم خیلی به دلم نشست واقعا عالی بود مرسی
راستی میتونم ای دیتو داشته باشم میشه.gif)
راستی میتونم ای دیتو داشته باشم میشه
.gif)